به نام آنکه بودنم از اوست و نبودنم در اختیار او

 

امروز ورودیهای ۸۹ معماری رو که دیدم همشون یه فرم درست کرده بودن واسه درس درک و بیان محیط. درسی که من ازش اون موقع اصلا خوشم نمیومد. ولی الان دلم واسش شده یه ذره!

وای چه قد دلم می خواد دوباره بشینم سر کلاس ( و بازم کار نکنم). دوران خوبی بود. یادش بخیر!

به قول همونی که به ما می گفت جوجه های معماری: ترم اول همچنان دلتون خوشه که به دنیای بیرون کانکتین(connect) بعد یواش یواش دیسکانکت (Disconnect) میشین. رسیدین ترم ۵ کلا دیسکانکت میشین.

یادش بخیر کانکت بودیم با فناوری VDSL هرچند الانم کانکتیم ولی با Dial-up.

یادش بخیر یه بار توپ آورده بودیم به عنوان کره، بعد جمع چندی از دوستان فوتبال زدیم. یکم بعد دوستان نگهبانی یه تیکه ی جالب بارمون کردن: sizin evda chucha yoxde= تو خونه ی شما کوچه نیست؟ اومدین دانشگاه فوتبال بازی می کنین.

یا رفتیم سمعی بصری citizen kane دیدیم. (فیلم ساعت زبان که هیچ)

یا نقاشی هایی که بچه ها کشیدن و من نکشیدم :دی.

چه دوران خوبی بود. هیف خیلی زود گذشت.

نوشته شده توسط سلجوق بابازاده در شنبه یکم آبان ۱۳۸۹ |