برای دانلود کتابهای معماری روی تصویر کلیک کنین ...

دانلود کتاب معماری

نوشته شده توسط مرتضی اسماعیلی در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۸۹ |
سلام.بچه ها مگه نمی گفتین که این وبلاگ بسته نشه تا یادمون بمونه که درسی به اسم "درک و بیان محیط" داشتیم! کجا به این زودی زدین زیر حرفتون؟ حتی سر نمی زنین؟ مرامتون ته کشید؟؟؟ بیاین همچنان دست به دست هم دهیم به مهر وبلاگ خویش کنیم آباد.

منتظر پستهای گرمتان هستیم!

نوشته شده توسط سلجوق بابازاده در پنجشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۸۹ |

ای از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی

حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی

گفته بودم جگرم خون نکنی باز کجایی؟

"من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

 عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی"

مدعی طعنه زند در غم عشق تو ...     


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیوا غیبی در شنبه دهم بهمن ۱۳۸۸ |

سلام دوستان

راستش رو بخواین برای جزوه درسی که نمره اضافی هم در نظر گرفته شده بود، یه تعداد کمی از دوستان واقعا زحمت کشیده بودند و منم نمره ای که گفته بودم رو براشون دادم ...

ولی یه فایل تکراری به تعداد حدود نصف کلاس از طریق ایمیل و کپی و ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرتضی اسماعیلی در پنجشنبه هشتم بهمن ۱۳۸۸ |

یکی از دوستان همکلاسی گلایه ای که البته هرچند وقت بین ترم های مختلف برای خیلی ها پیش میاد رو داشتند . که بهتره اصل متنشون رو بیارم و بقیه اش هم خودتون میدونین ...

"استاد راستش ...
یکی هم شدیدا در حق پسرها ظلم شده بود.
نه فقط من و ... ، بلکه ... و ... و بعضی از پسرا به نمرشون اعتراض داشتن.
در حالی که خانمها خیلی نمره هاشون بالا بود، 20 و 19.5و ...
اینحا نه فقط من و ... بلکه در حق تمام پسرا ظلم شده!
ببخشید جمله بندیم یکم توهین آمیز شد.
ولی هرچه قدر خواستم مودبانه باشه نتونستم از این بهتر بنویسم.
به هر حال ممنون از لطفتون.
ان شاا... بتونم از خجالت این لطفتون در بیام."
 
منم تو این بازار آمار دادن ها، گفتم یه لیست هم من نشونتون بدم
تا خدا چی بخواد ...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرتضی اسماعیلی در چهارشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۸ |

در  انتظار  فرصت  عمری  تباه  کردم

فرصت جوانی ام بود من اشتباه کردم 
 

نوشته شده توسط شیوا غیبی در پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۸۸ |

سلام.

این پست رو از وبلاگ دوستام تو دانشگاه صنعتی ارومیه به امانت گرفتم...

امیدوارم خوشتون بیاد .

یكی از روزهای سال اول دبیرستان بود. من از مدرسه به خانه بر می گشتم كه یكی از بچه های كلاس را دیدم. اسمش مارك بود و انگار همه‌ی كتابهایش را با خود به خانه می برد.

با خودم گفتم: "كی این همه كتاب رو آخر هفته به خانه می بره. حتماً این پسر خیلی بی حالی است!"

من برای آخر هفته ام برنامه‌ ریزی كرده بودم. (مسابقه‌ی فوتبال با بچه ها، مهمانی خانه‌ی یكی از همكلاسی ها) بنابراین شانه هایم را بالا ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عباس حسن نژاد در دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۸۸ |

شعری که جناب رستمی در قسمت آخر سریال شهریار خواندند در مکتب شهریار از قطعه مومیایی استاد شهریار است که در سال 1333 سرودند ...


باید از محشر گذشت !

...

گوهر روشن دل از کان و جهانی دیگر است

عذر میخواهم پری، عذر میخواهم پری ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیوا غیبی در یکشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۸ |
سلام دوستان

ظاهرا دسترسی به یاهومیل کمی با مشکل مواجه شده و من نمی تونم پیام های شما رو ببینم

اگه هنوز نتونستید کارنامه هاتونو ببینین برام پیامک!!! بفرستین!

البته اگه اونم مشکلی نداشته باشه!

پیروز و موفق باشید

نوشته شده توسط مرتضی اسماعیلی در دوشنبه هفتم دی ۱۳۸۸ |

سلام و خداقوت به همه ی دانشجویان عزیز

امیدوارم کارهای تحویلی تون روز ۱۹ دیماه خوب و عالی باشند

پیروز باشید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرتضی اسماعیلی در پنجشنبه سوم دی ۱۳۸۸ |
 
مطالب قدیمی‌تر